بخش سوم: کوه یخ ظرفیت خالی در صنعت ایران

فصل سوم: بحران خاموش: کوه یخ ظرفیت خالی در صنعت ایران
ابعاد کمی بحران
پشت داستان تابآوری و خودکفایی صنعت ایران، یک بحران ساختاری و خاموش نهفته است که پتانسیل رشد اقتصادی کشور را به شدت محدود کرده است: بحران ظرفیت تولیدی بلااستفاده. آمارها و اظهارات کارشناسان و مقامات رسمی، تصویری نگرانکننده از این واقعیت ارائه میدهند. بر اساس برآوردهای مختلف، بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از کل ظرفیت نصبشده صنعتی در ایران، غیرفعال یا نیمهفعال است. این ارقام به معنای دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری است که به جای ایجاد ارزش افزوده و اشتغال، به صورت ماشینآلات و تجهیزات راکد، در حال استهلاک هستند. این حجم عظیم از سرمایه غیرمولد، بزرگترین مانع بر سر راه جهش تولید و توسعه پایدار صنعتی کشور است.
تحلیل بخشی: نگاهی دقیقتر به صنایع کلیدی
برای درک عمق این بحران، باید از آمارهای کلی فراتر رفته و به وضعیت صنایع استراتژیک کشور نگاهی دقیقتر بیندازیم:
صنعت فولاد: این صنعت که یکی از پایههای اقتصاد صنعتی ایران محسوب میشود، با حدود ۲۰ میلیون تن ظرفیت خالی مواجه است. این حجم از ظرفیت بلااستفاده، معادل ۲۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری راکد است. نرخ بهرهبرداری از ظرفیت در فولاد ایران حدود ۶۰ درصد است، در حالی که میانگین جهانی این نرخ بیش از ۸۰ درصد برآورد میشود.
صنعت پتروشیمی: در این صنعت استراتژیک، از مجموع بیش از ۹۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری انجامشده، حدود ۲۲ میلیارد دلار آن به دلیل عدم تولید، بازدهی ندارد. ظرفیت خالی در این بخش بین ۱۶ تا ۲۱ میلیون تن تخمین زده میشود که بخش عمده آن (حدود ۷۰ درصد) ناشی از کمبود خوراک است.
لوازم خانگی و خودرو: مثالهای این بخش، شکاف میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی را به خوبی نشان میدهد. به گفته معاون وزیر صمت، در حالی که ظرفیت نصبشده برای تولید ۶ میلیون دستگاه کولر آبی و ۱۰ میلیون دستگاه یخچال در کشور وجود دارد، تولید واقعی در سال گذشته تنها حدود یک میلیون دستگاه بوده است.
این آمارها نشان میدهد که مشکل ظرفیت خالی، یک مسئله فراگیر و ساختاری است که تقریباً تمام بخشهای مهم صنعت کشور را درگیر کرده است. جدول زیر، خلاصهای از وضعیت ظرفیت بلااستفاده در برخی از صنایع منتخب را نشان میدهد.
جدول ۱: برآورد ظرفیت خالی در صنایع کلیدی ایران
بخش صنعتیظرفیت نصبشده (تخمینی)نرخ بهرهبرداری (متوسط)ظرفیت خالی (تخمینی)
فولاد~۹۰ میلیون تن~۶۰٪~۲۰ میلیون تن ($۲۰ میلیارد)ناترازی انرژی، کمبود تقاضای داخلی
پتروشیمی~۹۲ میلیون تن~۷۰٪~۲۱ میلیون تن ($۲۲ میلیارد)کمبود خوراک، مشکلات فنی
لوازم خانگیظرفیت بالا (مثال: ۱۰ میلیون یخچال)بسیار پایین (مثال: ۱ میلیون تولید)~۶۰٪کمبود نقدینگی، کاهش قدرت خرید
خودروظرفیت بالاپاییننامشخصتحریم قطعات، کمبود سرمایه
نساجیظرفیت بالاپایین~۵۰٪واردات، فرسودگی ماشینآلات
توجه: ارقام ارائه شده بر اساس منابع مختلف گردآوری شده و ممکن است تقریبی باشند.
این جدول، مرکزیت تحلیلی این گزارش را تشکیل میدهد. این دادهها بحث را از درصدهای انتزاعی به ارقام ملموس در بخشهایی منتقل میکند که مستقیماً برای مخاطبان هدف این گزارش، یعنی صنعتگران، اهمیت دارند. یک فعال صنعت فولاد با دیدن ارقام «۲۰ میلیون تن» و «۲۰ میلیارد دلار»، فوراً مقیاس فرصت از دست رفته را درک میکند. این جدول یک تشخیص روشن و مبتنی بر داده را ارائه میدهد که پیشنهاد راهحل در فصل بعدی را هم ضروری و هم فوری جلوه میدهد.
ریشهیابی علل
چرا صنعت ایران با چنین حجمی از ظرفیت بلااستفاده مواجه است؟ پاسخ به این سؤال، در مجموعهای از عوامل ساختاری و مزمن نهفته است:
ناترازی انرژی: قطعیهای مکرر و برنامهریزینشده برق و گاز، به ویژه در فصول اوج مصرف، به پاشنه آشیل تولید صنعتی تبدیل شده است. این ناترازی، برنامهریزی تولید را مختل کرده و هزینههای ثابت را بر واحدهای نیمهتعطیل تحمیل میکند.
کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش: سیاستهای انقباضی پولی و سیستم بانکی ناکارآمد، صنایع را از سرمایه در گردش لازم برای خرید مواد اولیه و تأمین مالی عملیات جاری محروم کرده است. این مشکل، بسیاری از واحدها را مجبور به فعالیت با ظرفیتی بسیار پایینتر از توان واقعی خود میکند.
زنجیره ارزش ناقص: تمرکز بیش از حد بر صادرات مواد خام یا محصولات با ارزش افزوده پایین (مانند فولاد میانی یا محصولات پایه پتروشیمی) باعث شده تا ارزش صادراتی به ازای هر تن محصول صنعتی ایران (حدود ۳۶۰ تا ۳۸۰ دلار) به مراتب کمتر از رقبای بینالمللی باشد. این امر، انگیزه برای سرمایهگذاری در حلقههای نهایی و پیچیدهتر زنجیره ارزش را کاهش میدهد.
موانع دسترسی به بازار: تحریمها و مشکلات لجستیکی، دسترسی به بازارهای صادراتی را محدود کردهاند. از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید داخلی نیز باعث شده تا بازار داخلی به تنهایی قادر به جذب تمام ظرفیت تولیدی کشور نباشد.
این عوامل در کنار یکدیگر، یک چرخه معیوب ایجاد کردهاند که در آن، سرمایهگذاریهای انجامشده به بهرهوری و رشد منجر نمیشوند و پتانسیل عظیم صنعتی کشور، به صورت خاموش و راکد، هدر میرود.


