بخش چهارم: معرفی «اقتصاد اشتراکی صنعتی» برای ایران

فصل چهارم: راه حل پارادایمی: معرفی «اقتصاد اشتراکی صنعتی» برای ایران
تعریف مفهوم در بستر صنعتی
در مواجهه با بحران عمیق ظرفیت خالی، راهحلهای سنتی مانند تزریق نقدینگی یا تلاش برای ایجاد بازارهای جدید، اگرچه ضروری هستند، اما به تنهایی کافی نیستند. آنچه مورد نیاز است، یک تغییر پارادایم در نگاه به داراییهای صنعتی و مدل کسبوکار است. این راهحل پارادایمی، «اقتصاد اشتراکی صنعتی» (Industrial Sharing Economy) نام دارد.
برخلاف تصور رایج که اقتصاد اشتراکی را با نمونههای مصرفکننده-محور مانند Uber یا Airbnb میشناسد ، تمرکز این گزارش منحصراً بر کاربرد کسبوکار-به-کسبوکار (B2B) این مدل است. اقتصاد اشتراکی صنعتی، سیستمی است که در آن شرکتها از طریق پلتفرمهای دیجیتال، به داراییهای فیزیکی بلااستفاده یکدیگر (مانند ماشینآلات، تجهیزات تخصصی، فضای انبار، و حتی نیروی کار ماهر) دسترسی موقت پیدا میکنند یا ظرفیت مازاد خود را به دیگران عرضه میکنند. اصل بنیادین در این مدل، یک جابجایی استراتژیک از فلسفه «مالکیت» به فلسفه «دسترسی» است. در این مدل، داشتن یک دارایی گرانقیمت دیگر تنها راه استفاده از آن نیست؛ بلکه دسترسی بهینه و بهموقع به آن، ارزش اصلی را خلق میکند.
نمونههای موفق بینالمللی
این مدل، یک ایده نظری و انتزاعی نیست، بلکه یک روند جهانی در حال رشد است که توسط شرکتهای نوآور در سراسر جهان با موفقیت پیادهسازی شده است. این نمونهها، امکانسنجی و قدرت این مدل را به اثبات میرسانند:
FLOOW2 (اروپا): این پلتفرم به عنوان یک بازار آنلاین برای به اشتراکگذاری ظرفیت مازاد تجهیزات، ماشینآلات و حتی پرسنل متخصص در بخشهای مختلفی از ساختوساز گرفته تا خدمات درمانی عمل میکند. شرکتها میتوانند تجهیزات بیکار خود را در این پلتفرم اجاره داده و درآمد جدیدی کسب کنند.
Xometry, Fictiv, Hubs (آمریکا و اروپا): این پلتفرمها، بازارهای تولید بر حسب تقاضا (On-demand Manufacturing) هستند. آنها هزاران کارگاه ماشینکاری کوچک و متوسط را به شرکتهای بزرگی که نیاز به تولید قطعات دارند، متصل میکنند. این مدل به کارگاههای کوچک اجازه میدهد تا ظرفیت خود را همواره پر نگه دارند و به شرکتهای بزرگ امکان میدهد تا بدون نیاز به سرمایهگذاری، به شبکه گستردهای از تأمینکنندگان دسترسی داشته باشند.
Cargomatic, Convoy (آمریکا): این شرکتها که به «اوبر برای کامیونداران» مشهورند، پلتفرمهایی هستند که شرکتهای دارای بار (Shippers) را به کامیونها و شرکتهای حملونقل دارای ظرفیت خالی (Carriers) متصل میکنند. این امر به بهینهسازی شدید در صنعت لجستیک و کاهش هزینهها و مسیرهای خالی منجر میشود.
این نمونهها و دهها نمونه دیگر نشان میدهند که اقتصاد اشتراکی B2B، یک مدل کسبوکار قدرتمند، مقیاسپذیر و سودآور است که میتواند کارایی را در سطح کلان یک صنعت افزایش دهد.
تناسب کامل با مشکل صنعت ایران
ارتباط مستقیم و قدرتمند این راهحل با بحران شناساییشده در فصل سوم، نقطه کلیدی این گزارش است. ظرفیت خالی گسترده در کارخانههای ایران، همان «موجودی» (Inventory) یا دارایی بلااستفادهای است که سوخت اصلی یک بازار اشتراکی صنعتی را فراهم میکند. این مدل به طور همزمان به دو گروه از بازیگران صنعتی در ایران خدمت میکند:
صاحبان کارخانههای موجود: شرکتهایی که با ظرفیت پایین کار میکنند، میتوانند ماشینآلات و خطوط تولید بیکار خود را در یک پلتفرم آنلاین عرضه کرده و از داراییهای راکد خود، یک جریان درآمدی جدید و پایدار ایجاد کنند.
کارآفرینان و شرکتهای در حال رشد: کسبوکارهای نوپا یا شرکتهایی که قصد توسعه محصول جدیدی را دارند، میتوانند به جای سرمایهگذاری سنگین و پرریسک برای خرید ماشینآلات، ظرفیت تولید مورد نیاز خود را از کارخانههای دیگر «اجاره» کنند. این همان مفهوم «تولید بدون کارخانه» است که موانع ورود به عرصه تولید را به شدت کاهش میدهد.
بنابراین، اقتصاد اشتراکی صنعتی، کارآمدترین و کمهزینهترین مسیر برای فعالسازی پتانسیل اقتصادی خفته در کشور است. این مدل، به جای نیاز به میلیاردها دلار سرمایهگذاری جدید، از میلیاردها دلار سرمایهگذاری موجود که در حال حاضر غیرمولد است، ارزش خلق میکند.
اقتصاد اشتراکی صنعتی، ماهیت رقابت و همکاری صنعتی در ایران را به طور بنیادین دگرگون میکند. در مدل فعلی، شرکتی که یک دستگاه تخصصی و گرانقیمت را در اختیار دارد و تنها ۴۰٪ از زمان از آن استفاده میکند، این دستگاه را یک هزینه ثابت و یک مانع ورود رقابتی برای دیگران میبیند. در مدل اقتصاد اشتراکی صنعتی، همین شرکت میتواند زمان بیکاری دستگاه خود را در یک پلتفرم عرضه کند. این اقدام، دستگاه را از یک دارایی صرفاً تولیدی به یک «دارایی مولد خدمت» (Service-Generating Asset) تبدیل میکند. این کار همچنین مانع ورود را برای بازیگران کوچکتر کاهش داده و نوآوری را تشویق میکند. دینامیک حاکم بر صنعت، از یک بازی با حاصل جمع صفر («دستگاه من در مقابل دستگاه تو») به یک بازی با حاصل جمع مثبت («چگونه میتوانیم بهرهوری تمام داراییهای جمعی خود را به حداکثر برسانیم؟») تغییر میکند. این مدل، به جای یک صنعت جزیرهای و منزوی، یک اکوسیستم صنعتی همکارانه و شبکهای را پرورش میدهد.


