بخش اول: ابرچرخه کربنزدایی محرک ساختاری تقاضا

بخش ۲: ابرچرخه کربنزدایی: یک محرک ساختاری تقاضا
مهمترین کاتالیزور بلندمدت تقاضا که زیربنای سناریوی گاوی ساختاری برای این فلزات است، گذار جهانی به سمت انرژیهای پاک است. این تحول یک تغییر پارادایم در شدت مصرف مواد در سیستم انرژی جهانی را نمایندگی میکند.
۲.۱. اندازهگیری پرمیوم سبز: شدت مصرف بیسابقه فلزات در گذار به انرژیهای پاک
گذار به یک سیستم انرژی پاک قرار است "افزایش عظیمی" در تقاضا برای مواد معدنی ایجاد کند. از سال ۲۰۱۰، میانگین مقدار مواد معدنی مورد نیاز برای یک واحد جدید ظرفیت تولید برق به دلیل افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر، ۵۰ درصد افزایش یافته است. در سناریویی که اهداف توافق پاریس را برآورده میکند، سهم بخش انرژی از کل تقاضا تا سال ۲۰۴۰ برای مس به بیش از ۴۰ درصد، برای نیکل و کبالت به ۶۰-۷۰ درصد و برای لیتیوم به نزدیک ۹۰ درصد افزایش مییابد. یک سناریوی انتشار خالص صفر آژانس بینالمللی انرژی (IEA) به معنای دو برابر شدن کل مصرف مس است، در حالی که لیتیوم و کبالت میتوانند شاهد افزایشی شش برابری باشند. این گذار ممکن است در دهههای آینده به ۳ میلیارد تن فلزات نیاز داشته باشد.
این یک افزایش تدریجی در تقاضا نیست؛ بلکه یک تغییر جهشی در شدت مصرف مواد در سیستم انرژی جهانی است. گذار از یک سیستم مبتنی بر هیدروکربن به یک سیستم مبتنی بر فلزات، یک منبع تقاضای چند دههای و غیر اختیاری را ایجاد میکند که در بلندمدت عمدتاً نسبت به قیمت غیر کشسان است، زیرا دستیابی به اهداف اقلیمی یک موضوع سیاستی است، نه صرفاً اقتصادی.
۲.۲. ارزیابی تأثیر بر اساس هر فلز
مس: مس "فلز برقیسازی" است. تقاضای آن به دلیل استفاده در خودروهای الکتریکی (که تا چهار برابر بیشتر از خودروهای با موتور احتراق داخلی مس مصرف میکنند )، پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و توسعه عظیم شبکههای برق برای اتصال و تثبیت این منابع تجدیدپذیر، به شدت افزایش یافته است. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که تقاضای مس تنها برای خطوط شبکه برق تا سال ۲۰۴۰ بیش از دو برابر خواهد شد.
روی: نقش اصلی روی در گالوانیزه کردن فولاد برای محافظت از آن در برابر خوردگی است. این ویژگی آن را برای دوام بلندمدت زیرساختهای مورد نیاز برای گذار به انرژیهای پاک، مانند پایههای پنلهای خورشیدی و برجهای توربینهای بادی، ضروری میسازد. وود مکنزی این نقش را "حیاتی اما غیر فریبنده" توصیف میکند.
قلع: نقش حیاتی قلع در لحیم است که "چسب" تمام قطعات الکترونیکی محسوب میشود. گسترش قطعات الکترونیکی در خودروهای الکتریکی (سیستمهای مدیریت توان، اینورترها)، زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر (سیستمهای کنترل) و دیجیتالیسازی گستردهتر اقتصاد (5G، مراکز داده هوش مصنوعی) یک پایه تقاضای قدرتمند و رو به رشد برای قلع ایجاد میکند.
این گذار به انرژیهای پاک یک حلقه بازخورد ایجاد میکند که در آن، قیمتهای بالای فلزات حیاتی میتواند به طور متناقضی خود این گذار را به تأخیر بیندازد و چالشی بزرگ برای سیاستگذاران ایجاد کند. آژانس بینالمللی انرژی و صندوق بینالمللی پول به وضوح بیان میکنند که این گذار به شدت به فلزات وابسته است. با این حال، عرضه برای پاسخگویی به این تقاضا با مشکل مواجه است. صندوق بینالمللی پول اشاره میکند که نرخهای تولید فعلی برخی فلزات برای تأمین تقاضای پیشبینیشده تا سال ۲۰۵۰ کافی نیست. آژانس بینالمللی انرژی تخمین میزند که عرضه مورد انتظار از معادن موجود و در حال ساخت تنها ۸۰ درصد از نیازهای مس تا سال ۲۰۳۰ را برآورده خواهد کرد. این کسری ساختاری به ناچار به قیمتهای بالاتر منجر خواهد شد. قیمتهای بالاتر فلزات، هزینه فناوریهای سبز را افزایش میدهد. برای مثال، دو برابر شدن قیمت لیتیوم یا نیکل، هزینه باتری را ۶ درصد افزایش میدهد. قیمتهای بالاتر مس تأثیر عمدهای بر هزینه سرمایهگذاری در شبکه برق دارد. این تورم هزینه میتواند پروژههای تجدیدپذیر را از نظر اقتصادی کمتر مقرونبهصرفه کند، پذیرش خودروهای الکتریکی را کند سازد و در نهایت دستیابی به اهداف اقلیمی را به تأخیر بیندازد. این امر معضلی برای دولتها ایجاد میکند: آنها به این گذار نیاز دارند، اما الزامات مادی آن میتواند آن را به طور غیرقابل تحملی گران کند. این وضعیت ممکن است به مداخلات سیاستی برای تأمین عرضه منجر شود که این خود به روندهای ژئوپلیتیکی شناساییشده در بخش اول دامن میزند.
بخش ۳: تحلیل و پیشبینی بازار مس (Cu) (۲۰۲۵-۲۰۲۷)
۳.۱. دینامیک کنونی بازار (اواخر ۲۰۲۵): بازاری بر لبه تیغ
قیمت مس نوسانات زیادی را تجربه کرده و در اواخر اکتبر ۲۰۲۵ در بورس فلزات لندن (LME) در حدود ۱۱,۰۰۰ دلار در هر تن در نوسان بوده است. بازار با "توهم کمبود" توصیف میشود و موجودیهای قابل مشاهده "به طور قابل توجهی نامتوازن و جابجا شده" هستند. موجودیهای LME پایین است، در حالی که موجودیهای COMEX در آمریکا به دلیل پیشخرید گسترده پیش از اعمال تعرفههای احتمالی، شاهد انباشت بیسابقهای بوده است. این امر منجر به ایجاد یک پرمیوم قیمتی قابل توجه در بازار آمریکا شده است.
بازار جهانی مس یکپارچه نیست، بلکه یک چشمانداز متلاشیشده است که در آن دینامیکهای منطقهای، ناشی از سیاستهای تجاری، باعث ایجاد گسستهای شدید شدهاند. انباشت عظیم موجودی در آمریکا مصنوعی است و به دلیل سفتهبازی بر سر تعرفهها ایجاد شده است. جی.پی. مورگان پیشبینی میکند که در نیمه دوم سال ۲۰۲۵ یک "دوره بازپرداخت" رخ دهد که در آن این موجودیها تخلیه شده، واردات آمریکا سقوط کرده و فلز به سایر نقاط جهان بازگردانده شود که این امر به طور بالقوه بر قیمتهای LME فشار وارد خواهد کرد.
۳.۲. بنیادهای عرضه و تقاضا: نیروی توقفناپذیر در برابر جسم غیرقابل حرکت
عرضه: بخش عرضه با محدودیتهای مزمن مواجه است. اختلالات عمده در معادن کلیدی مانند گراسبرگ (اندونزی) و التنیینته (شیلی) رخ داده و انتظارات بازار را از مازاد به کسری تغییر داده است. گروه بینالمللی مطالعات مس (ICSG) پیشبینی خود برای سال ۲۰۲۶ را از مازاد به کسری ۱۵۰,۰۰۰ تنی تغییر داده و به کاهش شدید رشد تولید فلز تصفیهشده به تنها ۰.۹ درصد به دلیل کمبود کنسانتره استناد کرده است. گلدمن ساکس اشاره میکند که رشد بلندمدت عرضه به دلیل کاهش عیار سنگ معدن، عمیقتر شدن معادن و کمبود سرمایهگذاری در پروژههای جدید با مانع مواجه است.
تقاضا: تقاضا به دلیل نیروهای ساختاری همچنان قوی است. محرکهای کلیدی شامل افزایش سرمایهگذاری در شبکه برق چین برای حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر و هوش مصنوعی، رسیدن تقاضا در اروپا به کف و گذار گستردهتر به انرژیهای پاک است. گلدمن ساکس اشاره میکند که تقاضا از ماهیت دورهای ("دکتر مس") به ماهیت استراتژیک ("سرهنگ مس") تغییر کرده و در خدمت امنیت ملی و صنایع استراتژیک قرار گرفته است.
۳.۳. تحلیل مقایسهای پیشبینیها (۲۰۲۵-۲۰۲۷)
اختلاف در پیشبینیهای تحلیلگران برجسته جهان نشاندهنده یک تنش اساسی بین بادهای موافق ساختاری و بلندمدت (بحران عرضه، تقاضای سبز) و بادهای مخالف دورهای و کوتاهمدت (رشد اقتصادی کند، مازاد موجودی در آمریکا) است.
تحلیلگر/موسسهپیشبینی ۲۰۲۶ (دلار/تن)پیشبینی ۲۰۲۷ (دلار/تن)Bank of America$11,313$13,501
اختلالات شدید در عرضه معادن، تقاضای پایدار از سوی شبکه برق/هوش مصنوعی چین، موجودیهای کاهشیافته.
Goldman Sachs$10,500$10,750
محدودیتهای ساختاری عرضه یک "کف" ۱۰,۰۰۰ دلاری ایجاد میکند، اما مازاد کوتاهمدت بازار و جایگزینی با آلومینیوم یک "سقف" ۱۱,۰۰۰ دلاری ایجاد میکند.
Morgan Stanley~$10,648 ($4.83/lb)اعلام نشدهرالی پایدار به دلیل اختلالات عرضه که بازار را به کسری بزرگ میکشاند، با حمایت دلار ضعیف.S&P Global$10,500$10,500
بازارهای به شدت فشرده به دلیل اختلالات عرضه (گراسبرگ، التنیینته) قیمت تسویه بازار را افزایش داده است.
World Bank(شاخص قیمت ۶٪ کاهش مییابد)اعلام نشدهرشد جهانی ضعیف و بهبود تدریجی تولید پالایشگاهها.
۳.۴. جمعبندی و چشمانداز تحلیلگر
پیشبینیهای بسیار خوشبینانه (مانند Bank of America) به نظر میرسد وزن بیشتری به عوامل ساختاری میدهند، در حالی که پیشبینیهای محتاطانهتر (مانند Goldman Sachs و J.P. Morgan) بر دوره "بازپرداخت" فوری تمرکز دارند.


