حساب و کتاب قدرت ۱۴: متحد در روز بحران چه میکند؟
پاسخ کوتاه
اعتبار حمایت آمریکا و شرکای منطقهای را چگونه بسنجیم؟ سناریوهای تنوعبخشی امنیتی کشورهای عربی.
تسمه عرض1 شامپاینی میرور304
۲۰۴٬۰۰۰
تومان / واحد امروز
کارشناس استیل
مقالهٔ چهاردهم از مجموعهٔ «حساب و کتاب قدرت» — نسخهٔ پیشنهادی، ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶
ارزش یک رابطهٔ امنیتی هنگامی روشن میشود که دو متحد دربارهٔ هزینهٔ حفاظت از آن اختلاف پیدا کنند. طبق گزارش رویترز، محمد بنسلمان در سپتامبر از دونالد ترامپ برای مقابله با حوثیها کمک نظامی خواست؛ پاسخ منتقلشده به منابع این خبر آن بود که آمریکا فعلاً مستقیماً وارد درگیری نمیشود، اما کمک اطلاعاتی ارائه میکند. این پاسخ، حدود حمایتی را آشکار کرد که واشنگتن در آن مقطع حاضر به ارائهاش بود. ۱
در ادامه، عربستان منابع دیگر حمایت را فعال کرد. وزارت دفاع بریتانیا در ۲۲ سپتامبر از موافقت با تأمین یک هواپیمای سوخترسان «وویجر» برای پشتیبانی از فعالیت دفاعی سعودی خبر داد. گزارش رسمی پاکستان در ۲۶ سپتامبر نیز برگزاری نشست فرماندهان نظامی عربستان، پاکستان و ترکیه در ریاض را تأیید کرد؛ نشستی دربارهٔ تهدیدهای پیش روی عربستان و تقویت تبادل اطلاعات، هماهنگی نظامی و همکاری میان نیروها. این دو تحول در سطح یکسانی نیستند: اولی تعهد به پشتیبانی مشخص است؛ دومی، پیشرفت هماهنگی نظامی که دامنهٔ اجرای آن هنوز باید سنجیده شود. ۲، ۳
استدلال این مقاله آن است که رفتار امنیتی اعراب را باید از روی تغییر در وابستگی عملیاتی و اختیار تصمیمگیری سنجید. افزایش تماس با شرکای جدید، بهتنهایی، پایان رابطه با آمریکا را ثابت نمیکند. اما اگر همین تماسها به توان دفاعی قابلاستفاده، تأمین مستمر تجهیزات و تصمیمگیری مستقلتر تبدیل شوند، معنای رابطه با واشنگتن تغییر خواهد کرد؛ حتی اگر همکاریهای قدیمی ادامه یابند.
از چهارم اوت چه چیزی تغییر کرده است؟
تفاوت مهم با نقطهٔ آغاز این مجموعه، عبور بخشی از همکاریهای جایگزین از گفتگو به نهادسازی و آزمون بحران است. وزارت خارجهٔ پاکستان، توافق دفاع مشترک مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه را محصول نشست هفتم اوت معرفی کرده است. نشست نظامی اخیر در ریاض نشان میدهد این چارچوب اکنون با یک پرسش عملی مواجه شده: اعضا هنگام تهدید یکی از شرکا، چه کمکی، با چه سرعتی و برای چه مدتی ارائه میکنند؟ ۴، ۳
همزمان، درخواست کمک عربستان به این سهضلعی محدود نمانده است. آسوشیتدپرس در ۱۶ سپتامبر، به نقل از مقامهای منطقهای، از درخواست پشتیبانی پدافندی از فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر خبر داد. این گزارش نشانهٔ جستوجوی چند منبع حمایت است؛ اعلام درخواست را نمیتوان معادل استقرار همهٔ تجهیزات درخواستی گرفت. ۵
پس تغییر اصلی، آشکارتر شدن فاصلهٔ میان نیاز فوری سعودی و بستهٔ حمایتی موجود، و تلاش برای پر کردن آن از چند مسیر است. اینکه این تلاش به استقلال بیشتر منتهی شود یا صرفاً بحران جاری را مدیریت کند، به عملکرد شرکای تازه و تداوم همکاری پس از فروکش کردن تهدید بستگی دارد.
درخواست حفاظت با درخواست ورود به جنگ تفاوت دارد
برای فهم اختلاف ریاض و واشنگتن باید میان چند نوع حمایت تمایز گذاشت: هشدار اطلاعاتی، رهگیری تهدید، حفاظت از تأسیسات، پشتیبانی عملیات و حمله به طرف مقابل. هرکدام هزینه، خطر و پیامد سیاسی متفاوتی دارند. دولتی ممکن است با چند مورد نخست موافق باشد، اما نخواهد مسئولیت گسترش جنگ را بپذیرد.
گزارش رویترز دربارهٔ درخواست بنسلمان مشخصاً از کمک نظامی برای جنگ با حوثیها و خودداری آمریکا از مداخلهٔ مستقیم در آن مقطع سخن میگوید. بنابراین، تعبیر دقیق این رویداد «محدودیت حمایت در مأموریتی مشخص» است. از این واقعه بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت آمریکا همهٔ اشکال حفاظت از عربستان را کنار گذاشته یا اصولاً توان کمک ندارد. ۱
بااینحال، همین محدودیت برای متحد دریافتکننده اهمیت راهبردی دارد. اگر ریاض حفاظت مؤثر را نیازمند اقدامی بداند که واشنگتن حاضر به انجامش نیست، اختلاف دربارهٔ مأموریت به مسئلهٔ اعتماد تبدیل میشود. سعودی باید برای آن بخش از امنیت خود که با ترجیحات آمریکا همپوشانی ندارد، راه دیگری پیدا کند.
در چارچوب تحلیلی ما، اعتبار حمایت امنیتی چهار جزء دارد:
توان
- پرسش تعیینکننده: شریک چه ظرفیت قابلاستفادهای در اختیار دارد؟
اراده
- پرسش تعیینکننده: برای دفاع از کدام منافع و در برابر کدام تهدید حاضر به اقدام است؟
سرعت
- پرسش تعیینکننده: کمک پیش از وارد شدن خسارت تعیینکننده میرسد یا پس از آن؟
دوام
- پرسش تعیینکننده: پشتیبانی در یک بحران طولانی چگونه ادامه و تجدید میشود؟
این تفکیک مانع یک خطای رایج میشود: خودداری سیاسی را ناتوانی نظامی ننامیم، و برخورداری از تجهیزات را نیز تضمین آمادگی برای استفاده از آنها نگیریم. کشوری که میخواهد وابستگی خود را کاهش دهد، باید بداند دقیقاً کدامیک از این چهار کمبود را با شریک تازه جبران میکند.
تنوع شریک چه زمانی استقلال میآورد؟
افزودن شریک زمانی ارزش عملی دارد که امکان اقدام در شرایطی را فراهم کند که مسیر قبلی محدود شده است. اگر چند تأمینکننده همگی به قطعات، مجوزها یا اطلاعات یک منبع مشترک وابسته باشند، افزایش تعداد قراردادها الزاماً آسیبپذیری را به همان نسبت کاهش نمیدهد. همچنین، خرید سامانههای متفاوت بدون آموزش، نگهداری و هماهنگی کافی میتواند ادارهٔ دفاع را پیچیدهتر کند.
کمک اعلامشدهٔ بریتانیا نمونهای از همکاری در یک وظیفهٔ مشخص است. وزارت دفاع این کشور تصریح کرده که سوخترسانی هوایی بر حمایت پدافندی پیشین، شامل تجهیزات و نیروهای بریتانیایی، افزوده میشود. این اقدام به عربستان امکان بیشتری برای استفاده از توان موجودش میدهد، اما بهخودیخود مسئولیت کامل حفاظت از کشور یا پایان دادن به جنگ را منتقل نمیکند. ۲
برای پیمان مکه نیز آزمون مشابهی وجود دارد. ارزش آن با روشن شدن مأموریتها، فراهم شدن پشتیبانی و استمرار همکاری سنجیده خواهد شد. عنوان دفاع جمعی، بهتنهایی، دربارهٔ تعداد نیرو، زمان واکنش یا دامنهٔ عملیات پاسخ نمیدهد. از اسناد عمومی مورد استناد این مقاله نیز نمیتوان تعهد مشخصی به استفاده از سلاح هستهای استخراج کرد. پیوند دفاعی با پاکستان را نباید بدون سند به «چتر هستهای عملیاتی» تبدیل کرد. ۴
در این میان، همکاری تازه میتواند با وابستگی بلندمدت به آمریکا همزمان باشد. اطلاعیهٔ ۱۷ سپتامبر وزارت خارجهٔ آمریکا، بازنشرشده در GlobalSecurity، از تأیید فروش احتمالی ۴۸ جنگندهٔ افـ۳۵ و خدمات مرتبط به عربستان خبر میدهد. این تأیید به معنای تحویل جنگنده نیست، اما نشان میدهد مسیر همکاری تسلیحاتی با واشنگتن همچنان باز است. ۶
برداشت ما این است که ریاض میتواند همزمان دو هدف را دنبال کند: دریافت حمایت فوری از شرکای بیشتر و حفظ دسترسی به توان پیشرفتهٔ آمریکایی. این رفتار تنها وقتی متناقض به نظر میرسد که روابط امنیتی را انتخابی انحصاری میان دو اردوگاه تصور کنیم.
اعراب یک تصمیمگیرنده نیستند
عربستان در این مقاله مورد اصلی است، اما رفتار آن را نمیتوان به همهٔ دولتهای عربی تعمیم داد. قطر در چهارم اوت از تلاش مشترک خود، عمان و پاکستان برای حفظ گفتگو میان ایران و آمریکا سخن میگفت. در چهارم سپتامبر نیز ضمن تأکید بر ادامهٔ میانجیگری، توجیهات ایران برای حمله به خاک قطر را رسماً رد کرد. میانجیگری و مخالفت با رفتار تهران در سیاست دوحه همزمان حضور دارند. ۷، ۸
در امارات نیز بیانیهٔ رسمی ۱۶ مه بر حفاظت از حاکمیت، شهروندان و زیرساختهای حیاتی، همراه با هماهنگی با شرکای منطقهای و بینالمللی تأکید داشت. بحرین پیشتر، در پنجم مارس، سازوکار مشورت اضطراری توافق امنیتی خود با آمریکا و بریتانیا را فعال کرده بود. این دو شاهد مربوط به پیش از چهارم اوتاند؛ اهمیتشان نشان دادن تفاوت نقطهٔ شروع کشورهاست، نه اثبات یک تغییر تازه در سپتامبر. ۹، ۱۰
بنابراین، ممکن است یک کشور پیوند دفاعی موجود را عمیقتر کند، دیگری شرکای بیشتری وارد کند و کشور سوم نقش میانجی را گسترش دهد. نتیجهٔ منطقهای میتواند ترکیبی از این مسیرها باشد. برای ادعای شکلگیری سیاست مشترک عربی، باید شواهدی از تصمیم، هزینهکرد و اجرای مشترک داشت؛ شباهت چند بیانیه کافی نیست.
این تغییر برای ایران چه معنایی دارد؟
نارضایتی از آمریکا بهطور خودکار به پذیرش خواستههای ایران تبدیل نمیشود. یک دولت عربی میتواند از حدود حمایت واشنگتن ناراضی باشد و همزمان، تهران یا نیروهای نزدیک به آن را تهدید مستقیمتری تلقی کند. در این صورت، همان تجربهای که انگیزهٔ تنوعبخشی را ایجاد میکند، میتواند همکاری دفاعی علیه آن تهدید را نیز تقویت کند.
گزارش ۲۴ سپتامبر رویترز این دوگانگی را نشان میدهد: رهبران خلیج فارس در کنار فشار برای کاهش تنش و آغاز روند سیاسی، با تبدیل هرمز به ابزار اعمال فشار بر خود مخالفت کردهاند. در نتیجه، خواست پایان جنگ را نباید معادل پذیرش کنترل سیاسی ایران بر مسیرهای تجارت منطقه دانست. ۱۱
پیامد تحلیلی این وضعیت برای ایران مهم است. توان تهدید زیرساخت میتواند دیگران را به مذاکره ترغیب کند؛ اما تکرار تهدید، انگیزهٔ سرمایهگذاری برای کاهش آسیبپذیری و تشکیل همکاریهای دفاعی تازه را نیز بالا میبرد. اگر تهران فقط اثر نخست را ببیند، ممکن است اهرمی کوتاهمدت را به شکلگیری موازنهای نامطلوب در بلندمدت تبدیل کند.
در جهت مقابل، مهار تهدید و ارائهٔ تعهد قابلسنجش میتواند به اعراب اجازه دهد رابطه با ایران را بدون کنار گذاشتن شرکای دفاعی خود گسترش دهند. چنین نتیجهای برای تهران شاید مطلوبیت حداکثری نداشته باشد، اما میتواند احتمال تبدیل شبکههای تازه به ائتلافی فعال علیه ایران را کاهش دهد.
هر طرف چه نتیجهای را موفقیت میداند؟
در تحلیل ما، نتیجهٔ قابلقبول برای عربستان، توان حفاظت از زیرساخت و تجارت همراه با حفظ اختیار دربارهٔ ورود به جنگ است. برای دیگر دولتهای خلیج فارس نیز نسبت این دو هدف متفاوت خواهد بود، اما امنیت سرزمینی و تداوم فعالیت اقتصادی، معیارهایی روشنتر از تعداد قراردادها هستند.
برای آمریکا، تقسیم بخشی از هزینهٔ حفاظت با شرکا میتواند قابلقبول باشد، به شرط آنکه دسترسی و نفوذ موردنظرش حفظ شود. برای پاکستان و ترکیه، افزایش اعتبار دفاعی و نقش منطقهای جذاب است؛ اما تعهدی که دامنهٔ جنگ و هزینهٔ آن روشن نباشد، میتواند همین دستاورد را به بار سیاسی و نظامی تبدیل کند. اینها استنباط ما از منافع و محدودیتهای بازیگران است، نه نقل خواستههای رسمی آنان.
نقطهٔ سازگاری این منافع، ترتیبی است که حفاظت دفاعی را تقویت کند و همزمان راه کاهش تهدید را باز نگه دارد: مأموریتهای مشخص، مسئولیتهای روشن، مشارکت کشورهای آسیبپذیر در ترتیبات دریایی و تعهدهای متقابل دربارهٔ زیرساختهای غیرنظامی. توافق آمریکا و ایران اگر نگرانیهای کشورهای منطقه را حلنشده باقی بگذارد، الزاماً مسابقهٔ تقویت توان دفاعی را متوقف نخواهد کرد.
سه مسیر پیش رو
مسیر نخست، تقویت دوبارهٔ اتکا به آمریکا است. اگر حمایت واشنگتن در حفاظت، تأمین تجهیزات و مدیریت بحران مؤثرتر شود و شرکای جایگزین نتوانند کمک متناسب ارائه دهند، کشورهایی مانند عربستان ممکن است از تجربهٔ بحران به این نتیجه برسند که باید تعهد آمریکایی را محکمتر کنند. نشانهٔ این مسیر، افزایش نقش عملیاتی آمریکا و تعهدهای بادوامتر خواهد بود. در چنین وضعیتی، تنوع روابط باقی میماند، اما مرکز ثقل دفاع تغییر محدودی میکند.
مسیر دوم، تنوعبخشی پایدار در کنار آمریکا است. شرکای تازه بخشی از وظایف را بر عهده میگیرند؛ همکاری آمریکایی ادامه مییابد و کانالهای کاهش تنش نیز حفظ میشوند. نتیجهٔ قابلقبول برای دولتهای عربی، کاهش وابستگی به تصمیم یک پایتخت است. نشانهٔ تحقق این مسیر، تداوم همکاری پس از بحران، تأمین مالی مشخص، آموزش مشترک و توان انجام مأموریتهایی است که به موافقت موردی واشنگتن وابسته نباشند.
این مسیر برای آمریکا نیز لزوماً شکست نیست؛ میتواند شکل دیگری از تقسیم مسئولیت باشد. اختلاف زمانی جدیتر میشود که اختیار بیشتر شرکا با محدودیت دسترسی آمریکا یا مخالفت آنان با عملیات موردنظر واشنگتن همراه شود. بنابراین، باید هم مقدار کمک تازه و هم تغییر اختیار تصمیمگیری را سنجید.
مسیر سوم، فاصلهگیری ساختاری است. این سناریو زمانی وزن بیشتری میگیرد که ناکامیهای حمایتی تکرار شوند و همزمان، جایگزینهایی معتبر و قابلدوام شکل بگیرند. نشانههای آن، محدودیت پایدار بر همکاری عملیاتی با آمریکا، تغییر گستردهٔ مسیر تأمین و نگهداری تسلیحات و ایجاد سازوکارهای فرماندهی و پشتیبانی مستقلتر است. انتقاد علنی یا یک قرارداد تازه، بهتنهایی، این آستانه را نشان نمیدهد.
در این مسیر، هزینهٔ گذار اهمیت دارد. جایگزین کردن سامانه، آموزش، زنجیرهٔ قطعات و ترتیبات اطلاعاتی زمان میبرد. اگر فاصلهگیری سیاسی سریعتر از ایجاد توان جایگزین رخ دهد، کشور ممکن است برای مدتی آسیبپذیرتر شود. به همین دلیل، حتی نارضایتی عمیق نیز الزاماً به جدایی سریع منتهی نخواهد شد.
پیشبینی ما و معیار تغییر آن
برای سه تا شش ماه پیش رو، سناریوی پایهٔ ما تنوعبخشی پایدار در کنار آمریکا، با سرعتهای متفاوت در کشورهای منطقه است. تعهد مشخص بریتانیا، فعال شدن هماهنگی نظامی پیمان مکه و ادامهٔ مسیر فروش تسلیحات آمریکایی به عربستان، با چنین ترکیبی سازگارند. هنوز از این شواهد نمیتوان جایگزینی کامل نقش آمریکا را نتیجه گرفت. ۲، ۳، ۶
پیشبینی مشخصتر ما این است که همکاریهای تازه ابتدا در مأموریتهای محدود و قابلکنترل پیش بروند: اطلاعات، پشتیبانی، آموزش و حفاظت دفاعی. تبدیل این همکاریها به تعهد جنگی گسترده دشوارتر است، زیرا اعضا باید دربارهٔ منشأ تهدید، دامنهٔ پاسخ و هزینهٔ ادامهٔ عملیات به توافق برسند.
اگر شرکای تازه در بحران جاری کمک مؤثر ارائه نکنند و پس از آن نیز ساختارهای اجرایی شکل نگیرد، باید وزن سناریوی بازگشت به اتکای بیشتر به آمریکا را بالا ببریم. اگر در مقابل، همکاریهای تازه به توان ماندگار تبدیل شوند و اختیارات عملیاتی واشنگتن نیز محدودتر شود، فاصلهگیری ساختاری محتملتر خواهد شد.
پیشبینی دیگر ما دربارهٔ ایران است: ادامهٔ تهدید زیرساختهای عربی، احتمالاً هم تلاش برای توافق با تهران را افزایش میدهد و هم همکاری دفاعی برای مهار آن تهدید را. مسیر نهایی به این بستگی دارد که کدام تجربه در تصمیمگیری دولتهای منطقه غالب شود: امکان کسب امنیت از راه توافق، یا ضرورت ساختن توان بیشتر برای مقابله.
آزمون رابطهٔ امنیتی، روز امضای قرارداد پایان نمییابد. متحد باید نشان دهد هنگام بحران چه مسئولیتی میپذیرد، کمکش چه زمانی میرسد و تا کجا ادامه پیدا میکند. تغییر کنونی را باید در توزیع همین مسئولیتها و اختیارات دنبال کرد؛ جایی که حمایت سیاسی به امنیت قابلاتکا تبدیل میشود.
منابع
۱. رویترز، انتشار ۱۱ و بهروزرسانی ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۶. Saudis shut down oil pipeline as Houthis tighten grip on Red Sea shipping.
۲. وزارت دفاع بریتانیا، ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶. UK military support to the Kingdom of Saudi Arabia.
۳. خبرگزاری رسمی پاکستان، به نقل از اطلاعیهٔ ارتش، ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶. Defence chiefs of Saudi Arabia, Pakistan, Türkiye meet, review threats facing KSA.
۴. وزارت خارجهٔ پاکستان، ۱۲ اوت ۲۰۲۶. Transcript of the Press Briefing، توضیحات دربارهٔ توافق دفاع مشترک مکه و تلاشهای دیپلماتیک.
۵. آسوشیتدپرس، ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۶. Saudis seek allies’ help as missile defenses run low in fight with Houthis, officials say.
۶. وزارت خارجهٔ آمریکا، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶؛ بازنشر اطلاعیه در GlobalSecurity. Kingdom of Saudi Arabia — F-35 Lightning II Joint Strike Fighter Aircraft. موضوع اطلاعیه تأیید فروش احتمالی است.
۷. وزارت خارجهٔ قطر، ۴ اوت ۲۰۲۶. Qatar Keeps Washington–Tehran Dialogue Channel Open as Mediators Push for Lasting Deal.
۸. وزارت خارجهٔ قطر، ۴ سپتامبر ۲۰۲۶. Qatar Rejects Iran Claims in Two Identical Letters to UN Chief and Security Council President.
۹. وزارت خارجهٔ امارات، ۱۶ مه ۲۰۲۶. UAE Reaffirms Firm Commitment to Protecting Its Sovereignty and Supporting Regional Security and Stability.
۱۰. بیانیهٔ بحرین، ۵ مارس ۲۰۲۶؛ منتشرشده در وبسایت مشاور امنیت ملی. مشورتهای اضطراری بحرین، آمریکا و بریتانیا در چارچوب C-SIPA.
۱۱. رویترز، ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶. US and Iran discuss phased deal to reopen Hormuz and end US blockade, sources say.
ارجاعها پشتوانهٔ گزارش رویدادها و مواضع اعلامشدهاند. چارچوب ارزیابی حمایت امنیتی، تعریف نتایج قابلقبول، سناریوها و پیشبینیها، تحلیل نویسندهاند.
پیوندهای مرتبط در این مجموعه
- ۷. دو اعتباری که با هم میجنگند
- ۸. سه شرط همزمانِ خروج
- ۱۵. هر طرف چگونه میتواند جنگ را تمام کند؟
- ۱۶. پس از جنگ، چه کسی قواعد منطقه را مینویسد؟
مسیر مطالعهٔ مجموعهٔ حساب و کتاب قدرت
- ۱. روش، منابع، و مرزهای آنچه میدانم
- ۲. نرخ، نه ذخیره
- ۳. آناتومی یک گلوگاه
- ۴. دارایی فناشونده
- ۵. چرا شرکت کشتیرانی از پنتاگون فرمان نمیبرد
- ۶. پالایش، نه نفت
- ۷. دو اعتباری که با هم میجنگند
- ۸. سه شرط همزمانِ خروج
- ۹. سه مسیر و شاخصهایشان
- ۱۰. تصمیمگیری وقتی پیشبینی میمیرد
- ۱۱. زمان به سود چه کسی کار میکند؟
- ۱۲. چقدر نفت واقعاً میتواند عبور کند؟
- ۱۳. تابآوری ایران چگونه بازتولید میشود؟
- ۱۴. متحد در روز بحران چه میکند؟ — این مقاله
- ۱۵. هر طرف چگونه میتواند جنگ را تمام کند؟
- ۱۶. پس از جنگ، چه کسی قواعد منطقه را مینویسد؟
- ۱۷. کدام شرکت از پایان جنگ هم آسیب میبیند؟
مقایسهی کامل با قیمت امروز
| معیار | تسمه عرض1 شامپاینی میرور304 |
|---|---|
| موجودی | موجود در انبار تهران |
| قیمت امروز | ۲۰۴٬۰۰۰ |
قاعدهی تصمیم و برآورد مبلغ سفارش
ابعاد و گرید را وارد کنید تا وزن محاسبه شود. با انتخاب قیمت روز، مبلغ تخمینی سفارش هم نمایش داده میشود.
محاسبه وزن استیل
مبلغ نهایی را کارشناسان روی فاکتور تایید میکنند.
ثبت سفارش