حساب و کتاب قدرت ۱۵: هر طرف چگونه میتواند جنگ را تمام کند؟
پاسخ کوتاه
پایان قابلقبول برای طرفهای جنگ چیست و توافق مرحلهای چگونه میتواند منافع متعارض و تعهدات اجرایی را به هم وصل کند؟
کارشناس استیل
مقالهٔ پانزدهم از مجموعهٔ «حساب و کتاب قدرت» — ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶
پایان جنگ هنگامی ممکن میشود که ادامهٔ آن، برای طرفهای تعیینکننده از یک توافق قابلاجرا پرهزینهتر باشد. این مقایسه فقط دربارهٔ خسارت امروز نیست؛ هر طرف میپرسد آیا توافق، امنیت و موقعیت فردایش را بهتر میکند یا فرصتی برای تجدید توان رقیب میسازد. به همین دلیل، فشار بیشتر میتواند هم انگیزهٔ مذاکره ایجاد کند و هم پذیرش توافق را دشوارتر سازد. برای پیشبینی پایان جنگ باید هزینهٔ ادامه، منفعت توافق و اعتبار اجرای آن را همزمان دید.
برآورد این مقاله، حرکت دشوار به سوی یک توافق محدود و مرحلهای است؛ توافقی که بخشی از جنگ مستقیم و اختلال تجارت را کاهش دهد، اما همهٔ منازعات منطقه را همزمان حل نکند. این مسیر از صلح جامع دستیافتنیتر به نظر میرسد، ولی تحقق آن به ترتیب اقدامات متقابل و مدیریت جبهههای مرتبط وابسته است. پیروزی کامل یک طرف را سناریوی مبنا قرار نمیدهیم، زیرا تضعیف ظرفیت رقیب با پذیرش پایدار خواستههای سیاسی یکسان نیست.
گزارش ۲۸ سپتامبر آسوشیتدپرس نشان میداد میانجیها، باوجود رد اولیهٔ پیشنهاد ایران از سوی ترامپ، همچنان برای توافق تلاش میکنند. موضوعات مطرحشده شامل بازگشایی هرمز، رفع محاصره و دسترسی اقتصادی ایران بود؛ اختلافهای مهم نیز باقی مانده بود. این وضعیت نشان میدهد وجود منفعت مشترک در کاهش بحران، هنوز به توافق دربارهٔ شروط و ترتیب اجرا تبدیل نشده است. ۱
موفقیت برای هر طرف چه معنایی دارد؟
برای تحلیل مذاکره باید هدف حداکثری را از پایان قابلقبول جدا کنیم. هدف حداکثری ممکن است برای بسیج سیاسی مفید باشد، اما توافق معمولاً از سازگاری حداقلهای طرفها ساخته میشود. معیارهای زیر صورتبندی تحلیلی این مقالهاند؛ آنها را نباید متن یک توافق یا فهرست قطعی خطوط قرمز رسمی دانست.
برای آمریکا، پایان موفق میتواند با امنیت عبور تجارت، کاهش تهدید علیه نیروها و شرکا، و محدودیتهای امنیتی قابلسنجش تعریف شود. چالش آن است که واشنگتن بتواند کاهش عملیات را بهعنوان دستاورد معرفی کند و درعینحال تعهدی نپذیرد که مستلزم جنگ دائمی برای اجرای آن باشد. اگر موفقیت فقط با حذف کامل قدرت منطقهای ایران تعریف شود، دامنهٔ توافق بهشدت محدود میشود.
برای ایران، پایان قابلقبول به توقف حملات، حفظ حاکمیت و ظرفیت دفاعی و گشایش اقتصادی ملموس نیاز دارد. صرف اعلام رفع فشار کافی نیست؛ منفعت باید به امکان واقعی فروش، پرداخت، تأمین قطعه و بازسازی تبدیل شود. توافقی که اهرم ایران را فوراً کاهش دهد اما منافع اقتصادی را به آیندهٔ نامعلوم موکول کند، در تهران با مشکل پذیرش و اجرا روبهرو خواهد شد.
برای اسرائیل، کاهش پایدار تهدیدهای نزدیک و جلوگیری از بازتولید ظرفیت حمله اهمیت دارد. مشکل سازگاری زمانی ایجاد میشود که این هدف به مطالبهٔ آزادی عمل نامحدود در منطقه تبدیل شود. یک ترتیبات باثبات باید هم نگرانی امنیتی اسرائیل را پاسخ دهد و هم دربارهٔ حدود استفاده از زور و امنیت دیگر طرفها تعهد ایجاد کند.
برای عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس، توقف حملات به زیرساخت، قابلیت اتکای صادرات و جلوگیری از تکرار بحران معیارهای اصلیاند. آنها ممکن است هم از کاهش تنش حمایت کنند و هم ترتیبی را نپذیرند که تجارتشان را به تصمیم دائمی تهران یا واشنگتن وابسته کند. در گزارش ۲۴ سپتامبر رویترز، منابع منطقهای از مخالفت کشورهای خلیج فارس با کنترل ایران بر هرمز، در کنار تلاش آنها برای کاهش تنش، سخن میگفتند. این دو موضع با یکدیگر سازگارند. ۲
برای ترکیه و پاکستان، پایان قابلقبول میتواند افزایش نقش در تضمین امنیت همراه با پرهیز از تعهد نامحدود به جنگ باشد. نشست فرماندهان دفاعی این دو کشور و عربستان در ریاض، که در ۲۶ سپتامبر گزارش شد، شاهدی از پیگیری همکاری دفاعی است؛ دامنهٔ عملی این همکاری را باید با اجرای تعهدات سنجید. ۳
برای جوامع محل درگیری، امنیت، بازسازی و اختیار سیاسی موضوع مستقلی است. توافق دو قدرت بیرونی، جای ترتیبات داخلی لبنان، عراق یا یمن را نمیگیرد. مسئلهٔ فلسطین نیز با کاهش جنگ ایران و آمریکا حل نمیشود. دبیرکل سازمان ملل در ۲۲ سپتامبر، تعیین سرنوشت فلسطینیان و دولت مستقل و دارای پیوستگی سرزمینی را بخشی از مسیر صلح پایدار دانست. ۴
چگونه میتوان حداقلها را به هم وصل کرد؟
گره مذاکره، مبادلهٔ امتیازهایی است که ارزش و زمان اجرای متفاوت دارند. توقف یک عملیات ممکن است فوری و قابلمشاهده باشد؛ دسترسی به درآمد و بازگشت شبکهٔ پرداخت، زمان و تصمیمهای بیشتری میخواهد. اگر یک طرف همهٔ اقدامهای برگشتناپذیر را زودتر انجام دهد، خطر نقض توافق را بیشتر تحمل میکند. طراحی توافق باید این عدم توازن را کاهش دهد.
رویترز در ۲۴ سپتامبر گزارش داد که مسیر مرحلهای بازگشایی هرمز و رفع محاصره در حال بررسی است؛ طبق همان گزارش، هیچ طرفی نمیخواست نخست اهرم خود را واگذار کند. این شاهد، اهمیت ترتیب اقدامات را روشن میکند، نه اینکه موفقیت یک طرح مشخص را تضمین کند. ۲
طرح قابلتصور ما چهار مرحله دارد. مرحلهٔ نخست، کاهش فوری خطر است: توقف متقابل حملات مشخص، حفاظت از کشتیها و تأسیسات غیرنظامی و ایجاد ارتباط اضطراری برای جلوگیری از تشدید ناخواسته. باید روشن باشد کدام رفتار نقض تعهد است و چه کسی آن را ثبت میکند.
مرحلهٔ دوم، مبادلهٔ محدود و قابلسنجش منافع است: افزایش واقعی عبور و تحویل کالا در برابر گشایش اقتصادی مشخص. معیار ایران باید دسترسی قابلاستفاده به منفعت باشد؛ معیار طرف مقابل نیز رفتار تحققیافته، نه وعدهٔ آینده. کوچکبودن هر گام میتواند هزینهٔ اعتماد اولیه را کاهش دهد.
مرحلهٔ سوم، اتصال توافق به جبهههای دیگر است. طرفهای هر منازعه باید در ترتیبات مربوط به خود حضور داشته باشند. همسویی سیاسی ایران با یک بازیگر محلی، الزاماً به معنای اختیار کامل بر تصمیمهای او نیست؛ همین مسئله دربارهٔ آمریکا و شرکایش نیز وجود دارد. تعهدی که امضاکننده قدرت اجرای آن را ندارد، به نقطهٔ شکست تبدیل میشود.
مرحلهٔ چهارم، تثبیت قواعد بلندمدت است: نظارت بر تعهدات امنیتی، رسیدگی به اختلاف، قواعد تجارت و ترتیبات بازسازی. پروندهٔ هستهای به مسیر تخصصی و راستیآزمایی مستقل نیاز دارد. توافق باید اجازه دهد تخلف محدود با پاسخ متناسب رسیدگی شود؛ اگر هر اختلاف فوراً تمام امتیازها را لغو کند، انگیزهٔ حفظ همکاری کاهش مییابد.
چهار مسیر پیش رو
توافق مرحلهای و مهار متقابل: در این مسیر، اقدامهای اولیه منفعت ایجاد میکنند و طرفها انگیزه پیدا میکنند دامنهٔ همکاری را بیشتر کنند. پایان جنگ به چند تاریخ تقسیم میشود: توقف حملات، تثبیت عبور، بازگشت پرداخت و آغاز بازسازی. نظم حاصل چندمرکزی است و رقابت درون قواعد مشترک ادامه پیدا میکند. نشانهٔ تقویت این سناریو، اجرای متقابل در چند دوره و حل نخستین اختلاف بدون بازگشت کامل جنگ است.
معاملهٔ محدود بدون حل منازعات دیگر: این سناریوی مبنای ما در افق کوتاهمدت است. جنگ مستقیم کاهش مییابد، اما درگیریهای محلی و خطر حملات مقطعی باقی میمانند. توافقها و ائتلافها همپوشان خواهند بود و امنیت مسیرهای مختلف یکسان نخواهد شد. نشانهٔ آن، بهبود یک مسیر تجاری در کنار تداوم اختلال در مسیر دیگر است.
توافق تحمیلی پس از تضعیف شدید ایران: این مسیر زمانی تقویت میشود که فشار به محدودشدن واقعی گزینههای تهران و پذیرش تعهدات بیشتر منجر شود. باید میان دولت منسجمِ ضعیفتر و فرسایش اقتدار دولت تفاوت گذاشت. اولی میتواند توافقی سخت را اجرا کند؛ دومی ممکن است کنترل رفتارها را دشوارتر کند. در نتیجه، خسارت بیشتر الزاماً توافق قابلاجراتری نمیسازد. برتری نظامی بیشتر اسرائیل نیز خودبهخود به پذیرش رهبری آن از سوی دیگران تبدیل نمیشود.
فرسایش طولانی و تشدید دورهای: اگر اجرای تعهدات منفعت ایجاد نکند، یا طرفها کاهش فشار را فرصتی برای حملهٔ بعدی ببینند، آتشبسهای کوتاه جای توافق بادوام را میگیرند. هزینهٔ دفاع و مسیرهای جایگزین افزایش مییابد و بازسازی عقب میافتد. نشانهٔ تقویت این مسیر، تکرار نقضها همراه با نبود سازوکار مؤثر برای مهار پیامد آنهاست.
چه چیزی پیشبینی ما را تغییر میدهد؟
پیشبینی توافق محدود بر این فرض استوار است که طرفها هنوز برای کاهش هزینه منفعت مشترک دارند، اما دربارهٔ همهٔ منازعات و تضمینها توافق ندارند. اگر تعهدات اجرایی، منافع اقتصادی قابلاستفاده و ترتیبات مرتبط جبهههای دیگر همزمان شکل بگیرند، وزن سناریوی مهار گستردهتر را بالا میبریم. اگر مذاکره با تشدید حملات و کاهش اختیار طرفها بر بازیگران همسو همراه شود، سناریوی فرسایش تقویت خواهد شد.
برای تشخیص پایان واقعی، پنج چیز را باید پیگیری کرد: تداوم توقف حملات، تحویل منظم کالا، اجرای گشایش اقتصادی، پاسخ به نخستین نقض و بازگشت قراردادهای بلندمدت. اعلام توافق فقط آغاز این آزمون است. زمان بازگشت اطمینان تجاری ممکن است از زمان توقف جنگ عقب بماند.
پایان قابلدوام زمانی نزدیکتر میشود که هر طرف بتواند دستاوردی واقعی به دست آورد و همزمان محدودیتی قابلقبول بر رفتار خود بپذیرد. رقابت برای تعیین قواعد منطقه پس از این نقطه ادامه خواهد یافت؛ موضوعی که در مقالهٔ شانزدهم بررسی میکنیم. برای بنگاهها نیز بازگشایی مسیر، تنها یکی از حلقههای بازگشت ثبات است. مقالهٔ هفدهم نشان میدهد چرا حتی کاهش جنگ میتواند بعضی تصمیمهای دوران بحران را زیانده کند.
منابع
۱. آسوشیتدپرس، ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶، تلاش میانجیها برای توافق ایران و آمریکا و موانع باقیمانده.
۲. رویترز، ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶، بررسی مسیر مرحلهای بازگشایی هرمز و رفع محاصره.
۳. خبرگزاری رسمی پاکستان، ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶، نشست فرماندهان دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه.
۴. سازمان ملل، ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶، سخنان دبیرکل در نشست راهحل دوکشوری.
سناریوها و مراحل پیشنهادی توافق، تحلیل این مقالهاند؛ منابع، پشتوانهٔ رویدادها و مواضع گزارششده هستند.
پیوندهای مرتبط در این مجموعه
- ۸. سه شرط همزمانِ خروج
- ۹. سه مسیر و شاخصهایشان
- ۱۳. تابآوری ایران چگونه بازتولید میشود؟
- ۱۴. متحد در روز بحران چه میکند؟
- ۱۶. پس از جنگ، چه کسی قواعد منطقه را مینویسد؟
مسیر مطالعهٔ مجموعهٔ حساب و کتاب قدرت
- ۱. روش، منابع، و مرزهای آنچه میدانم
- ۲. نرخ، نه ذخیره
- ۳. آناتومی یک گلوگاه
- ۴. دارایی فناشونده
- ۵. چرا شرکت کشتیرانی از پنتاگون فرمان نمیبرد
- ۶. پالایش، نه نفت
- ۷. دو اعتباری که با هم میجنگند
- ۸. سه شرط همزمانِ خروج
- ۹. سه مسیر و شاخصهایشان
- ۱۰. تصمیمگیری وقتی پیشبینی میمیرد
- ۱۱. زمان به سود چه کسی کار میکند؟
- ۱۲. چقدر نفت واقعاً میتواند عبور کند؟
- ۱۳. تابآوری ایران چگونه بازتولید میشود؟
- ۱۴. متحد در روز بحران چه میکند؟
- ۱۵. هر طرف چگونه میتواند جنگ را تمام کند؟ — این مقاله
- ۱۶. پس از جنگ، چه کسی قواعد منطقه را مینویسد؟
- ۱۷. کدام شرکت از پایان جنگ هم آسیب میبیند؟
قاعدهی تصمیم و برآورد مبلغ سفارش
ابعاد و گرید را وارد کنید تا وزن محاسبه شود. با انتخاب قیمت روز، مبلغ تخمینی سفارش هم نمایش داده میشود.
محاسبه وزن استیل
مبلغ نهایی را کارشناسان روی فاکتور تایید میکنند.
ثبت سفارش